حال آن كه اين فقط نخستين گام در راه شناسايي است، و اگر بتواني آن را بهتر بشناسي، ميتواني آن را به نامهاي بيشتري بنامي. آنان براي تطبيق اسامي با اشيا، و براي اطمينان از اين كه اسامي مترادف در واقع به چيزهاي مشابهي مربوط است، به خود زحمت زيادي نميدادند.
كتابهايي كه در اين بخش مورد بحث است از اين لحاظ با گياهنامههاي ديگر تفاوت دارد كه ملاحظههاي لغوي در آنها برجستهتر است. فكر كردم از لحاظ اثبات ضرورت جهاني كه موجب پيدايش آنها شده، همه را با هم مورد مطالعه قرار دهم.
يكي از معتبرترين اين آثار در قرون وسطا را، اندكي پيش از زمان مورد بحث ما، سوميون شيث بهزبان يوناني تأليف كرد (ج 1، ص 875). از لحاظ كمك به پيجويي انتقال معلومات هندي و عربي به اروپاي شرقي، اين كتاب براي ما ارزش زيادي دارد. يك سدهٴ بعد، هماكاندرا بزرگترين لغتنويس هندي يك واژهنامهٴ گياهي بهزبان سانسكريتي تأليف كرد. باز هم كمي بعد، يعني در اواسط سدهٴ سيزدهم، ناراهاري پزشك كشميري بهتأليف يك واژهنامهٴ ادويهٴ مفرده پرداخت.
در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، سه كتاب از اين نوع در چين، ژاپن و ايتاليا پديد آمد. واژهنامهٴ چيني به نام
چئوآن ـ فانگ پئي ـ تسوتسه را چئنچينگ ـ ئي در 1256، تأليف كرد. اين كتاب دايرةالمعارفي بود راجع به همهٴ اقسام گلها، ميوهها، و گياهان، نه فقط از لحاظ گياهشناسي، بلكه هم از نظر تاريخي و ادبي. بهدنبال توصيف علمي هر گياه توصيف شاعرانهٴ آن آمده: يعني تركيب دلنشيني از واقعيت و خيال كه در باختر همتايي ندارد. كورمونه توموتوشي، عالم ژاپني، در 1282، فهرست گياهان
پن ـ تسئائوي سال 1108، را تدوين كرد. بالاخره در اواخر آن سده، سيمون جنوايي واژهنامهٴ طبي و گياهي بسيار مشروحي1 نوشت كه تا سدهٴ شانزدهم، مورد استفادهٴ زيادي قرار گرفت و امروز هم از بهترين وسايل مطالعه در اصطلاحشناسي قرون وسطاست.
37. تصويرگري گياهان. وسيلههاي ديگر بررسي معلومات گياهشناسي مطالعهٴ شكلهاي گياهان است. گرچه ميتوان گفت كه دامنهٴ آن محدود است، چون ممكن است كسي گياهان را بشناسد، بدون اين كه بتواند يا بخواهد آنها را نمايش دهد، و ممكن است كسي آنها را حتي در كمال زيبايي تصوير كند، بيآنكه معلومات يا منظور علمي داشته باشد.
سنتهاي مربوط به تصويرگري گياهان را دست كم تا سدهٴ اول قم.، ميتوان پيجويي كرد، ولي در استمرار اسناد ما گسستگيهاي زيادي ديده ميشود. عليٰ رغم اينها، انتقال تصويرهاي گياهي را در طي قرون وسطا تا زمان نخستين گياهنامههاي چاپي ميتوان بازسازي كرد.
بزرگترين مانع انتقال، نه فقدان استعداد هنري بود، نه عدم علاقه به گياهان، بلكه علت آن گرايش
1. Synonyma medicinae, Clavis sanationis